آشنایی با زیورالات سنتی

نویسنده: زرتاج 2015/04/26 0 نظرات هنرهای دستی,

زیورآلات سنتی علاوه بر طلا، از جنس نقره و طلای عیار پائین نیز ساخته میشوند. بطور كلی نحوه ساخت زیورآلات سنتی در هفت مرحله و توسط افراد مختلفی انجام میگیرد تا یك اثر زیبا و باارزش شكل گیرد.

این مراحل عبارتند از:

1- طراحی

2- ماكت سازی

3- اجرا

4 - مینا كاری

5- مرصع كاری

6- تمیزكاری(پرداخت)

7- سرهم سازی قطعات

تاریخچه زیورآلات بلوچستان

عصر فلز، دوره مهمی در تاریخ زیورآلات در جهان است. در عصر ماقبل تاریخ برحسب اتفاق سنگهائیکه دارای مس بودند در مجاورت آتش قرار گرفته و انسان ماقبل تاریخ تکه‌های براق فلز را که براثر ذوب ار سنگ جدا شده بود، مشاهده کرد و بعد فهمید که این فلز را می‌توان کوبید و به اشکال مختلف درآورد و نیز متوجه شد که استفاده از آن در بسیاری از جهات برای ساختن اسلحه و ادوات به مراتب بهتر از سنگ است. مس برای آلات زینتی به کار رفت و همچنین لوازم جادو و طلسم که انسان ماقبل تاریخ بدان اعتقاد داشته و بدین وسیله خود را ارواح خبیثه محافظت می‌کرد از آن ساخت.

در منطقه بلوچتان و سیستان و دشت قزوین، آثار کوره‌های ذوب فلز که شاید قدیمی‌ترین کوره‌های ذوب فلز در جهان باشند دیده شده است. پیدایش عصر مس در ناحیه بین‌النهرین به واسطه معادن موجود در بلوچستان بوده، زیرا در سرتاسر بین‌النهرین ناحیه‌ای یافت نمی‌شود که دارای معدن مس باشد، ولی عصر مس در بین‌النهرین پدید آمده است و اما سرتاسر بلوچستان از نصرت‌آباد تا چابهار معادن خیلی قدیمی که مس از آنها استخراج می‌شده وجود دارد. مس از طریق دریا به سومر حمل شده و به شهرهایی از قبیل اور و غیره برده می شد.

به مرز و ذوب مس و ریخته‌گری و صنعت قالب‌سازی و ساخت مجسمه سفالین توسعه یافت. این فن در طول جاده جنوبی تا سیستان کشیده شد و از آنجا به سرزمین بلوچستان و دره سند سرایت کرد. عهده مفرغ در ایران سابقه‌ای تا حدود دو هزار سال پیش از میلاد دارد.

از بررسیهای باستانشناسی در دره‌ی سند و غرب آن در بلوچستان، ویرانه‌های تعداد زیادی از قرارگاهها را متعلق به عصر مفرغ پیشین، نشان می‌دهد که می‌توان برای توصیفشان واژه‌ی شهر را به کار برد. در واقع بیشتر این شهرها می‌بایست چون مراکز حوزه‌های کشاورزی بنیانگذاری شده باشند. گرچه در یکی دو مورد هم می‌توان استنباط کرد که برخی از عوامل یا ملاحظات تجاری، در انتخاب محل و خصوصیت شهری مؤثر بوده است.

ویل دورانت می‌نویسد:

«دکتره. فرانکفورت در سال 1932 میلادی (1311 هـ . ش) در ویرانه‌های یک دهکده بابلی ـ ایلامی در تل اسمار کنونی، مهره‌ها و مهرها سفالی را از زیر خاک درآورد که به نظر او آنها را در حدود 2000 سال قبل از میلاد، از موهنجودار و به آنجا برده‌اند. دکتر هال معتقد است که سومریان فرهنگشان را از هند گرفته‌اند، ولی هم سومریها و هم هندیان آغازین را از یک اصل و فرهنگ مشترکی می‌داند که در بلوچستان بوده است.

 بنابراین می‌توان گفت که هندیان و سومریان فرهنگ خود را از بلوچستان گرفته‌اند، و نه تنها این سرزمین با تمدن نواحی باستان واقع در غرب در ارتباط بوده بلکه با تمدن پیش از تاریخ نواحی شرقی نیز هماهنگی داشت و در حقیقت بلوچستان واسطه‌ی تمدن قدیم شرق و غرب نیز بوده است. گلوبند و پاموره، ساخته شده از آلیاژ ورشو. جنس قطعات متصل کننده از مس آویز استوانه‌ای از ورشو، ساخت سال 1287 هجری شمسی (سکه‌ها بعدا افزوده شده‌اند).

در داخل این استوانه‌ها آیات قرآن و ادعیه به عنوان تعویذ قرار داده می‌شد و با روبانیا قیطان از گردن آویخته می‌شد. تا اینجا به این نتیجه می‌رسیم که بلوچستان به علت دارا بودن معادن و. پیشینه‌ی فرهنگی می‌توانسته از قدیم‌الایام محل ساخت زیورآلات باشد حال می‌پردازیم به اینکه چه دلایلی در این منطقه باعث استفاده از زیورآلات شده است.

زینت‌آلات در شرق همیشه هم زیبنده‌ی اندام و جامه بوده و هم نشانه حشمت و آبرو به راستی نیز درخشش فلزهای گرانبها، صدای النگو و لرزش گوشواره، به خصوص اگر مکمل جامه‌های سنتی باشد، بسیار دلفریب است. زینت‌آلاتمهم‌ترین تملک زنان ازدواج کرده بوده و هست که به عنوان بخشی از بهای عروسی آنها توسط خانواده داماد به عرو.س داده می‌شود.

زیورآلات این نواحی همیشه به سفارش ساخته می‌شود و به دلیل اقتصادی، آنها را در روستاها کمتر به صورت آماده می‌توان یافت. در ساخته‌ها و سفارشات روستایی، نقره بیشتر بکار می‌رود، حال آنکه در شهرها طلا رایج‌ترین است و وسیله‌ی بهتری برای سرمایه‌گذاری به شمار می‌رود. گذشته از طلا و نقره، آمیزه (آلیاژ)‌های فلزی و مهره‌های پلاستیک به رنگ طلایی و فیروزه‌ایی نیز اغلب به کار می‌رود. یاقوتهایی مصنوعی هم از رنگ صورتی روشن تا سیر، خواستاران بسیار دارند، همین گونه مرواریدهای مصنوعی و سنگ سفید در جاهایی که مروارید در دسترس نباشد معمول است. گاهی اوقات کهربا نیز مشاهده می‌شود. از میان سنگهای ویژه زینت‌آلات، فیرونزه مصرف بیشتری دارد چون در خراسان معدن آن یافت می‌شود.

منظور از زیورآلات سنتی در بلوچستان، زینت‌آلات سنتی شهری، روستایی و مردم چادرنشین بلوچستان می‌باشد که به عنوان یک منطقه فرهنگی در نظر گرفته شده است. (بلوچستانی که محدود به مرزهای ملی کنونی نیست) زیرا از لحاظ فرهنگی خصوصاً استفاده زینت‌آلات آنچنان رابطه تنگاتنگی مابین ساکنان مناطق بلوچستان ایران و پاکستان وجود دارد که کشیدن هرگونه مرزی را غیرممکن می‌سازد.

 دلیل دیگری که وجود مرز را در این منطقه کمرنگ می‌کند این است که بسیاری از سازندگان طلا در این منطقه سفارشات خود را از روی کاتالوگ و کتابهای منتشر شده در پاکستان می‌پذیرند به طوری که پیدا کردن نقوش خاص منطقه را با شکل روبرو می‌سازد به هر طلافروشی و جواهر سازی که در منطقه بلوچستان سری بزنید و قصد داشته باشید سفارشی بدهید یکی از این کاتالوگها را در برابر شما می‌گشایند که به گفته‌ی خود زرگران حدوداً از 25 تا 30 سال قبل استفاده از آنها مرسوم شده و دیگر به ندرت اتفاق افتاده است که طلاساز یا نقره کار سوای بازار، دست به آفرینش و خلق اثر هنری بزند که منشاء آن تمام خواسته‌ها و اندیشه‌های خاص منطقه خودش باشد.

در حال حاضر برای تهیه زیورآلات سنتی که در کارگاههای کوچک محلی ساخته می‌شوند، طلا با عیار 24 مورد استفاده قرار می‌گیرد. اکنون تولید جواهرات نقره‌ای در بلوچستان متوقف شده است و نقره‌کارانی که امروزه به کار مشغول هستند، کارشان اساساً به کارهای مرمت (تعمیر) مختص می‌شود. همچنین باید یادآور شد که برخی از زینت‌آلاتی که در سیستان و بلوچستان و هرمزگان به دست آمده از دیدگاه نگاره و نقش همانند یکدیگرند اگرچه شاید به نامهای گوناگونی خوانده می‌شوند.

این همانندی با توجه به همسایگی این نواحی و مهاجرت عشایر، طبیعی است. بنابراین کشیدن مرز مشخصی بین زینت‌آلات عامیانه و محلی بلوچستان از زینت‌آلات دیگر مناطق ایران نیز بی‌نهایت مشکل است. بازوبندها، مچ‌بندها، پاآور نجنها و سربندها را به راحتی می‌توان در زینت‌آلات مناطق دیگر ایران یافت. زیورآلات و جواهرات را در این منطقه نمی‌توان دقیقاً طبقه‌بندی کرد. حتی مروری بر سفرنامه‌های گذشته دریافتن طبقات مختلف به ما کمکی نمی‌کند.

تاکنون روشن شده که طبقه‌بندی جواهرات در هر منطقه از جهان برطبق قبیله‌ی مخصوص یا گروهمحلی است و این کار اگرچه ممکن است، خیلی مشکل می‌باشد. آنچه از کتابهای تاریخی دریافت می‌شود این است که نقره‌کاران زیادی در این منطقه وجود داشته‌اند و جوهرات به طور عمومی استفاده می‌شده است. محدود بودن اطلاعات در این زمینه بدین علت است که جهانگردان فرصتی برای دین زینت‌آلات زنان به دلیل پنهان بودن در زیر لباسهایشان، نداشتند.

زیورآلات مربوط به سر:

1 کید

معنی واژه‌ی کید در زبا بلوچی یعنی مهار (کید کردن: مهار کردن) از آنجائیکه گوشواره‌های زنان بلوچ منطقه‌ی مکران به جهت سنگین بودن آنها و جلوگیری از پاره شدن لاله‌ی گوش اقدام به استفاده از کلید می‌نمایند که این کید هم از جنس طلا، نقره، پارچه و نخ هم می‌تواند باشد و امّا کیدی که در هنر زیورآلات سنتی مرسوم است عبارت است از: نواری طلایی که در قسمت فوقانی سر قرار می‌گیرد و از دو طرف به گوشواره‌ها متصل می‌شود.

 کید در فواصل معینی دارای چنگهایی است که در موی سر فرو می‌روند و باعث ثابت شدنش بر روی سر می‌شوند. کید انواع مختلف دارد از جمله کید زنجیری، کید صدی، کید دور گوش و غیره. کید تشکیل شده از دو ردیف زنجیر و دایره‌های نیمه محدب (شمس) که به یکدیگر متصل می‌باشند و در مرکز به یکدیگر متصل می‌شوند قطعه دایره‌ای شکل مرکزی توسط نگینهای یاقوت یا فیروزه تزئین گردیده که بدان نیز بلوچی شمس گویند.

2- شمس:

محل استفاده‌ی شمس روی پیشانی می‌باشد. شمسه به گروهی از زیورآلات طلایی گفته می‌شود که از روی سر آویخته گردد. نوعی از آن به وسط کید متصل شده و روی پیشانی قرار می‌گیرد. نوع دیگر شمس از یک طرف سرآویخته میشود (تقریباً روی گیج‌گاه قرار می‌گیرد) این شمس از نوع شمس در منطقه سرباز و ایرانشهر مورد استفاده بیشتری دارد. شمس یا شمسه از قطعات بسیاری تشکیل شده و شاید به دلیل آویزهای متعدد آن و شباهت به خورشید به شمس اطلاق می‌شود که برای تزئین آن از نگین‌های فیروزه و یاقوت استفاده می‌شود.

3- سربند:

دور پیشانی و سر قرار می‌گیرد و تشکیل شده از قطعات دایره‌ای شکل از جنس نقره به صورت قالبی (به تعداد 7 عدد) که کنار هم به ترتیب روی پارچه تیره‌ای (مشکی، زرشکی) دوخته می‌شود. لبه پایینی سربند از تعدادی (20 عدد حدوداً) تاک (برگ) تشکیل شده که در میان تاکها در مرکز سربند یک شمسه نقره‌ای دوخته می‌شود که برای تزئین آن از نگین (فیروزه، عقیق) استفاده می‌کنند. در بعضی موارد و شمسه مثلث شکل نقره‌ای که در دو طرف قرار می‌گیرند نیز دوخته می‌شود. سربند بر روی پیشانی قرار گرفته و دوسر پارچه در پشت سر به یکدیگر گره می‌خورند.

زیورآلات مربوط به گوش:

1- باری:

محل استفاده‌ی آن در غضروف گوش می‌باشد. زیوری طلایی است که از یک مفتول به طول تقریبی 7 سانتی‌متر که بعد از عبور از دستگاه نورد چکش‌کاری شده تا آن که قطر یک طرف آن به حدود 4 میلیمتر و طرف باریکتر آن به حدود 2 میلیمتر برسد که این زیور به لاله گوش متصل می‌شود.

در بعضی موارد برای زیبایی بیشتر زنجیری به آن متصل می‌کنند که صطلاحاً به آن بند باری گفته می‌شود و طرف دیگر آن توسط حلقه‌ای به کلید متصل می‌شود. سطح مقطع باری دایره‌ای شکل است.

2- چلمب:

مربوط به بغل سر، کنار پیشانی می‌باشد. این زیور از کید آویخته و در کنار گونه قرار می‌گیرد. برای تزئین این زیور از مروارید، یاقوت، فیروزه (که اصطلاحاً به آن سبز یا سبزه نیز می‌گویند) گلها دانه استفاده می‌شود. شکل قسمت اصلی چلمب به شکل نیمکره‌ای است که در کتاب زیورهای زنان ایران به این فرم اصطلاح کلاه خود را اطلاق کرده‌اند. در وسط این نیمکره یک یاقوت درشت قرار دارد. همچنین از قسمت انتهای لبه نیمکره آویزهایی از برگهای طلایی، مروارید، فیروزه به وسیله حلقه‌هایی به آن متصل است.

3- دُر:

در لاله گوش قرار می‌گیرد. یک نوع گوشواره سنتی منطقه بلوچستان می‌باشد که در قسمت نرمه گوش آویخته می‌گردد که فرم اصلی آن شامل یک نیم‌کره توخالی بوده که از مرز درونی مفتول ضخیم که بدان جوش داده‌اند بیرون آمده است که این مفتول به طول 2 سانتیمتر می‌رسد که هر چه به انتها بیرونی آن می‌رسد باریکتر می‌گردد که در هنگام استعمال آن مفتول به صورت مارپیچ در پشت گوش پیچیده می‌شود که در این مفتول برای زیبایی بیشتر از دیگر زیورآلات بلوچی استفاده می‌گردد مانند گلهادانه، لپو، سبزه. قراردادن در بر روی گوش و یا به اصطلاح محلی (پیچیدن دُر) توسط زرگر و یا زنان باتجربه در این کار انجام می‌شود.

4- گلها دانه:

یکی از تزئینات مورد استفاده در دُر می‌باشد که برای زیبایی بیشتر گوش استفاده می‌گردد. فرم آن به صورت دو مخروط چسبیده به هم می‌باشد که رئوس آنها قطع شده‌اند. که این فرم براساس اتصال حلقه‌هایی که اندازه‌های مختلف دارند به دست آمده است. گلها از یک جداره توری مانند که بر اثر چیدن دانه‌های طلا بر روی حلقه‌های متصل شده می‌باشد تشکیل شده است. بزرگی و کوچکی گلها نیز بستگی به بزرگی و کوچکی دُر دارد که هرچه دُر بزرگتر باشد تعداد حلقه‌های تشکیل دهنده در ساخت گلها نیز بیشتر می‌شود.

5- لپو:

یکی از ملحقات دُر می‌باشد که برای تزئین بیشتر دُر استفاده می‌گردد و موجب زیبایی برش می‌گردد لپو تشکیل شده از یک مکعب چند وجهی توخالی که برای ساخت آن از طلای عیار نسبتاً پایین‌تر از طلای دُر استفاده می‌گردد برای تزیین لپو از یک بتی (نوعی فرم در ساخت زیورآلات بلوچی) که به صورت برگ بریده شده و بانگینهای (یاقوت و فیروزه) تزیین شده است استفاده می‌کنند اندازه لپو می‌تواند برحسب اندازه دُر متغیر باشد هرچه دُر بزرگتر باشد لپو نیز بزرگتر می‌گردد و بالعکس.

6- والی:

محل استفاده‌ی آن غضروف گوش می‌باشد، زیوری است از جنس طلا که طول تقریبی آن مانند باری می‌باشد این مفتول بعد از ورود از دستگاه نورد چکش کاری شده تا ذآنکه قطر آن به حدود 4 میلی‌متر برسد. سطح مقطع این زیور مربع می‌باشد.

بعد از به دست آمدن ضخامت مورد نظر آن را به شکل حلقه‌ای در می‌آوردند و مفتول ظریفی را از میان حلقه والی می‌گذرانند. لازم به ذکر است که قسمتی از زیور که از لاله گوش عبور می‌کند به صورت مفتول ظریفی درآمده که بعد از عبور از گوش در طرف ضخیم آن قلاب و در جای خود محکم می‌شود.

7- تائیدوک (قاب قرآن):

زیوری است از جنس طلا به شکل مکعب مستطیل در اندازه‌ی حدوداًmm30 * 27 که بر روی آن به وسیله حلقه (کد) و دانه‌های طلایی تزئین می‌کنند. این زیور در ابتدا برای قراردادن آیات و دعا به کار می‌رفته، ولی امروزه تنها به عنوان یک زیور و معمولاً با دُر مورد استفاده قرار می‌گیرد

منبع : فرش و صنایع دستی استان کرمان


گردآوری:گروه هنر سایت تبیان زنجان

افزودن نظر